نیاز به شاد بودن و شاد زیستن را باور داشته باشید | وقت طرب
۰۵ آبان ۱۳۸۹

نیاز به شاد بودن و شاد زیستن را باور داشته باشید

یکی از مسائلی که امروزه بیشتر مردم ما متاسفانه با آن دست به گریبان هستند ، مسئله نداشتن انگیزه و به طبع، نا امیدی و در نهایت افسردگی است. شاید بتوان گفت مهم ترین دلیل آن نداشتن انگیزه در زندگی است ، یکی دیگر ازاین عوامل که نقش اساسی در ایجاد انگیزه برای مردم را دارد، شاد بودن و شاد زیستن است. بنده تمام توفیقات خود را مدیون امید هایی می دانم که دردوران جوانی درخود پرورش داده بودم. شاد بودن وخوشبخت زندگی کردن یک هنراست واین مهم درصورتی بوجود می آید که شخص واقعاً بداند از خود و زندگیش چه می خواهد و هدف او برای زندگی چیست؟ و درنهایت آنچه را که آرزو دارد، می بایست مشتاقانه دنبال کند. امید با خلقت آدمی هم زاد است و سعی و تلاش را به دنبال دارد. هر کاری که انجام می دهیم به امید آن هستیم که نتیجه آن را ببینیم. امید دارویی است که شفا نمی دهد اما درد راقابل تحمل می کند. چرا که زندگی همواره مملو از لحظات غمگین و شاد است. در سفر زندگی ، به دست آوردن هیچ چیز آسان نیست. باید سخت کار کنیم و حداکثر تلاش وهمت خود را به کار گیریم تا به آنچه می‌خواهیم برسیم. وقتی نتوانید اینگونه رفتار کنیم رفته رفته انگیزه های خود را در زندگی از دست می دهیم و غم واندوه تمامی زندگی ما را در برمی گیرد. درحالی که همه ما انسان ها نیازمند شاد زیستن هستیم زیرا شاد بودن همچون روغن در موتورعمل می کند . همان طوری که اگر داخل موتور روغن نباشد آن موتور بزودی از کار می افتد، اگر آدمی هم از زندگی خود لذت و شادی را حس نکند بزودی زندگی شیرین خود را از بین می برد. شادی یک نوع نشاط درونی است که با رضایت مندی انسان در ارتباط است. این شادی تحقق بیرونی هم دارد. البته در برخی از موارد ممکن است، فردی را از بیرون نگاه کنید، که لبخند نمی زند یا در ظاهرش علامتی از شادی نیست. اما بعد از مدتی می بینید که اواز لحاظات زندگی در درون خود کاملاً شاد است.

بنده سئوالی از شما دوستان داشتم وآن این است که چرا مدتی است شما احساس خوب و شاد ندارید ؟ آیا به نظرشما دوستان ، شاد بودن ژنتیکی است؟ آیا شاد بودن سخت است وتلاش ویژه می خواهد؟ پس چرا مدتی است که شما شاد نیستید؟ چرا احساس شادی درشما کم رنگ شده ؟ آیا می دانید چکار باید بکنید تا شاد بودن را در خود و خانواده تان حفظ کنید ؟ درون مغز انسان ها مرکزی وجود دارد که افکار و تفکرات منفی را درانسان ها یادآوری می کند واین مرکزغیر ارادی است.اما مرکزی دیگری نیز وجود دارد که تفکرات مثبت و سودمند را به یاد انسان ها می آورد که کاملا ارادی است.در فضایی که آدم ها شاد هستند این دومرکزدرکنار هم کارمی کنند و برابر با همدیگرهستند. بنابراین افراد حالشان خوب است. زمانی که فرد شاد نیست آن مرکزغیرارادی که یاد آور افکار منفی است بر مرکز ارادی مسلط می شود و آدم ها احساس غمگینی و ناراحتی می کنند. برای اینکه بتوانیم این دو مرکز را تحت کنترل خود در بیاوریم بهترین راه این است که ، شرایط شادی را دردرون خود ایجاد کنیم. شادی و شاد بودن نعمتی است که خداوند به ما عطا کرده است. اگربخواهیم افراد خانواده ما، آدم های باهوش ، خوش فکر، خلاق ومدیر و مدبری باشند می بایست برای شاد کردن آنها تغییراتی را در زندگی خود بوجود آوریم. بشر امروز هدف اصلی زندگی را که تعالی و شکوفایی انسان است زیر پا گذاشته و این به دلیل نداشتن شیوه‌های صحیح زندگی است.امروزه می بینیم که دربسیاری ازمکان ها، جلسات آموزشی مختلفی را برگزار می‌کنند ولی متاسفانه درمورد شیوه‌های درست زندگی ومهارت‌ های لازم آن کمترصحبت می کنند و اگرهم صحبتی می شود، فقط حد صحبت و سمینار است نه عمل به آنها، شاید باور نکنید ولی حقیقت دارد! تعداد زیادی از مردم نیزهمه کار می ‌کنند به جز زندگی، برای همه چیزوقت دارند به جزتفریح و شاد بودن در بین خانواده. همه می گویند خسته ایم ، حوصله نداریم ، از مهمانی رفتن و با دیگر اقوام بودن متنفریم …. آخر چرا ؟؟؟؟؟
مهارت یعنی توانایی انجام یک کار و مهارت‌ های زندگی آن هایی هستند که به ما کمک می ‌کنند تا زندگی خوب، شاد و موفقی داشته باشیم. بایست بیاموزیم که زندگی زیبا است زندگی را باید نوشید با مهر با عشق و با شهدی که طلب وعشق ومعرفت واستغنا وتوحید وحیرت وتولدی دیگرنام دارند. باید زیستن را بیاموزید وعاشق تمامی هستی شوید. آگاه باشید که تمامی نعمت ها را، خداوند برای رضایت و شادی شما آفریده است. اما به هوش باشید که زمانی شما شادی حقیقی را تجربه می کنید که باعث شادی دیگران شوید. بهتر است چند دقیقه ای باخودتان خلوت کنید وببنیند ، اگر زندگی یکنواخت و خسته‌کننده ‌ای دارید و ضرورتی نمی ‌بینید که بخواهید کارهای جدید و هیجان انگیز را امتحان کنید، احتمالا شما نیز از نبود انگیزه در زندگیتان رنج می‌ برید. با این حال، نداشتن انگیزه یک عادت بد است که اگر در مورد آن تفکر کنید، قابل تغییر است.
فواید خنده برای سلامتی ،برگرفته از: http://babakhodaei.blogfa.com/post-77.aspx«
خنده یک پاسخ فیزیولوژیک به شوخ طبعی می باشد. خنده از دو مولفه ژست ها و تولید اصوات تشکیل یافته است.

چه اتفاقاتی حین خنده روی می دهند:

۱- عضله صورت منقبض می شوند

۲- عضله اصلی گونه که لب بالا را بلند می کند تحریک می شود

۳- اپی گلوت (مدخل حنجره) حنجره را بصورت نیمه بسته در می آورد بنابراین شما به نفس نفس می افتید

۴- در خنده های شدید غدد اشکی نیز تحریک می شوند

۵- کنترل عضلات بدن از دست شما خارج شده و بدن شل می گردد.

علل روانشناختی خنده:

۱- نشانه اعتماد به دیگران.

۲- تقویت روابط اجتماعی.

۳- اجتناب از درگیری و برخورد.

۴- ایجاد صمیمیت.

۵- خنده گویای پذیرش و تعاملات مثبت است.

۶- خنده بیانگر و اثبات کننده عضوی از یک گروه بودن است.

مطالب جالب در مورد خنده:

۱- افراد ۳۰ برابر بیشتر در حضور جمع می خندند تا در تنهایی و بطور انفرادی.

۲- خنده قابل سرایت است.

۳- صدای خنده متشکل از آواهایی است که در هر ۲۱۰ میلی ثانیه تکرار می شوند.

۴- انسان ها بسته به اینکه در حضور چه فرد و یا افرادی هستند بطور متفاوتی می خندند.

۵- مردها هنگامی که در کنار یکدیگر می باشند، با خندیدن دوستی و رفاقت خود را ابراز کرده و روحیه رقابت جویانه میان خود را تعدیل می بخشند.

۶- حداکثر فرکانس صوتی که مردها قادرند با خنده تولید کنند ۱۲۰۰ هرتز است، اما زنان قادرند فرکانسی تا ۲۰۰۰ هرتز تولید کنند.

۷- خنده همواره پس از مکث در پایان جملات و عبارات خنده دار روی می دهد.

۸- کودکان ۳۰۰ بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط ۱۷ بار در روز می خندند.

۹- هشتاد درصد خنده ها در پاسخ به جوک و لطیفه نمی باشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظی و یا خوشامد گویی و سلام کردن روی می دهند.

۱۰- زنان ۱۲۶ درصد بیشتر از مردان می خندند. دختران هم بیش اززنان

۱۱- صدای خنده زنان آهنگین تر از صدای خنده مردان است. خنده دختران را مقایسه کنید

۱۲- البته خوب است بدانید خنده بلند در بین مردم نوعی بی نزاکتی و بی ادبی است

چه نکاتی را باید هنگام شوخ طبعی رعایت کنیم: برگرفته از وبلاگhttp://babakhodaei.blogfa.com/post-77.aspx 1-

۱- خنده یک مکانیسم دفاعی و کنار آمدن با استرس، تحقیر، خجالت زدگی و درد است.

۲- خنده باعث افزایش سطح انرژی بدن می گردد.

۳- خنده باعث کاهش استرس و تنش روانی می گردد.

۴- خنده باعث کاهش درد می گردد.

۵- خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن می گردد.

۶- خنده باعث بهبود کارکرد مغز می گردد. خنده باعث تحریک هر دو نیمکره مغز گردیده و در عملکرد آنها تعادل ایجاد می کند.

۷- خنده باعث ماساژ دادن ارگان های شکمی و بهبود کارکرد آنها، تقویت عضلاتی که ارگان های شکمی را در جای خود نگه می دارند، و افزایش و بهبود عمل جذب و هضم می گردد.

۸- خنده باعث تقویت یادگیری و تمرکز می گردد.

۹- خنده باعث کاهش تنش عضلانی می گردد.

۱۰-خنده یک تمدد اعصاب و تکنیک تن آرامی رایگان و آسان است.

۱۱- هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزایش می یابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون کاهش می یابد(کمتر از حد طبیعی) www.zibaweb.com

۱۲- خنده باعث تغییر رفتار ما می شود. پس از خنده ما بیشتر صحبت کرده وتماس چشمی و فیزیکی بیشتر برقرار می کنیم.

۱۳- خنده باعث کاهش سطح هورمون های استرس می گردد. این هورمون ها که در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح می گردند باعث سرکوب سیستم ایمنی بدن، افزایش پلاکت های خون و افزایش فشار خون می گردند.

۱۴- خنده باعث تقویت سیستم ایمنی می گردد. خنده سلولهای T وB و گاما اینترفرون را افزایش می دهد.

۱۵- خنده ممکن است به سرفه وسکسکه بیانجامد که باعث پاک شدن مجاری تنفسی ازمخاط اضافی می گردد.

۱۶- خنده باعث افزایش ایمنوگلوبین A می گردد که از مجاری تنفسی در برابر ارگانیزم های بیماری زا دفاع می کند.

۱۷- خندیدن یک نوع فعالیت بدنی هوازی می باشد .۱۰۰ بار خندیدن معادل ۱۵ دقیقه فعالیت با دوچرخه ثابت می باشد. خنده باعث کاهش فشار خون، افزایش جریان خون در بدن و افزایش اکسیژن رسانی در بدن می گردد.

۱۸- خنده باعث ورزش دیافراگم وعضلات شکم، تنفسی، صورت، پا و کمر می گردد.

۱۹- خنده باعث تخلیه انرژی و احساسات منفی و مخرب می گردد.

۲۰- خنده با افزایش اکیسژن رسانی باعث تسریع بهبود زخم ها می گردد.

۲۱- خنده کوتاه ترین مسیر میان دو فرد است.

فواید خنده برای سلامتی:

۱- مطمئن گردید فردی که می خواهید با وی شوخی کنید شرایط و یا جنبه شوخی را داراست.

۲- با کسی شوخی کنید که با وی صمیمی و نزدیک می باشید.

۳- موقعیت اجتماعی را مد نظر قرار دهید (در دانشگاه، میهمانی و یا مراسم ترحیم)

۴- شوخی باید متوجه خودتان باشد و نه فرد دیگری.

۵- شرایط و موقعیت ها را دستمایه خنده قرار دهید و نه فرد و یا گروه را.

۶- سعی کنید با افرادی که از نظر سنی از شما بزرگتر هستند شوخی نکنید.

۷- در شوخ طبعی افراط نکنید تا از وقار و شان شما کاسته نگردد

اگر دقت کنید در می یابید که نگرش ما نسبت به زندگی و توانایی هایمان در راه مقابله با مشکلات به نوع روابط مان و بویژه رابطه های صمیمی تربستگی دارد. زمانیکه تر شرویی دررابطه ای وجود داشته باشد، هر فردی در زندگی خود احساس خلا پیدا می کند و دلیل آن نیز این امر می باشد که کیفیت زندگی ارتباط شدیدی بر روی تعادل روحی و روانی افراد می گذارد. اگر می خواهید از زندگی خود راضی باشید، بنابراین باید رابطه ها را شاداب و با نشاط نگه دارید. زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است و تا وقتی امید هست، زندگی هست.ما قدرت آن را داریم که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی و اشک را به خنده مبدل سازیم به شرطی که به زندگی و شگفتی های آن، به لذت ها، ناامیدی ها، تلا ش ها، رنج ها و دردها «بله» بگوییم. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه خوشبختی و بی نوایی و فقر نشانه بدبختی نیست. اگر چنین بود ثروتمندان باید شاد ترین و فقرا بدبخت ترین افراد باشند، در حالی که همیشه چنین نیست. آیا دقت کرده اید وقتی که احساس خوبی درباره خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه به نظر می‌ رسند؟ جهان بازتاب و عکس العمل رفتار خود ماست، وقتی از خودمان بیزاریم از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق می‌ورزیم، تمام جهان در نظرمان دوست داشتنی است.بهتر است افکار شاد و سلامت داشته باشیم و سلامتی را حق انسانی و شایسته خود بدانیم. با خود ملایم باشیم و خانواده خود را بپذیریم. دوست بداریم و بدانیم که یکی از کلیدهای شادی و خرسندی تمرکز ذهن بر لحظه حال است. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم و از لحظه بهتر چیزی بسازیم که آن شادی است. لازمه شاد زیستن جست وجوی زیبایی ها و خوبی هاست. همه چیز در دست ماست.
همان طوری که در بالا گفته شد برای اینکه ما روحیه شاد و خوبی داشته باشیم می بایست در ابتدا انگیزه مثبتی را برای خود در زندگی بوجود آوریم. هنگامی که شما تصمیم می گیرید با انجام کارهایی هیجان‌ انگیز و چالش ‌برانگیز، مسیر زندگی خود را تغییر دهید، بهتراست اولین قدم شما این باشد که هدفی خوب و دست یافتنی را برای خود درنظر بگیرید . هرگز نباید درشروع این مرحله اهداف بزرگ را برای خود انتخاب کنید! چرا که ممکن است شما بنا به دلایلی نتوانید آن هدف را به خوبی پیش ببرید و همین امر باعث شود که اعتماد به نفس شما از بین برود.لذا بهتر است برای شروع اهدافی قابل دسترس را برای خود انتخاب کنید.بارها و بارها دیده شده است که انسان‌ها اهداف خود را با ذوق و شوق بسیارمعین می ‌کنند و به سمت آن پیش می ‌روند. با این حال گاهی در وسط این مسیر، علاقه و انگیزه خود را از دست می‌ دهند و تمام برنامه ‌های آنها از بین می ‌رود. برای جلوگیری از این موقعیت، تعیین اهدافتان به طور واضح، بسیار مهم است. زمانی‌که تصمیم گرفتید به هدف خود برسید، بکوشید نتیجه نهایی را تجسم کنید، مثلا این‌که چه مزایایی را به دست خواهید آورد، در مورد خودتان چه احساسی خواهید داشت. تصور موفقیت، به طور حتم به شما کمک می‌ کند که برای رسیدن به هدفتان بیشتر تلاش کنید.حال برای اینکه شما بتوانید انگیزه خوبی را پیدا کنید و زندگی شادی را برای خود بسازید پیشنهاد می کنم که : یکی دیگر از عواملی که باعث از بین رفتن شادی در زندگی شما می شود حسادت کردن وخود را با دیگران مقایسه کردن است ، به گونه‌‌ای که همیشه در حال مقایسه کردن هستید. دیگری خانه‌ ی بهتری دارد، دیگری قیافه ای زیبا تری از من دارد، دیگری پول بیشتری دارد، دیگری شخصیت پرجذبه ‌تری دارد. تداوم مقایسه‌ ی خویش با هر آن کس که از کنارتان می‌ گذرد پیامدی ندارد جز حسادت و رنجش خود شما! در حقیقت حسادت محصول جانبی شرطی شدن نسبت به مقایسه است. پس مسلماً اگر شما مقایسه کردن را رها کنید، حسادت نیزدر درون تان ناپدید می ‌شود.آن‌ گاه براحتی می ‌فهمید که خودتان بهترین هستید ونیازی هم نیست که جای کس دیگری باشید. در این زمان است که غم وغصه از زندگی خصوصی شما بیرون می رود. البته مقایسه اگر عاقلانه و در مسیر مثبت آن یعنی برای ایجاد رقابتی سالم و تلاش برای رسیدن به هدف والا باشد می تواند انگیزه مناسبی را در شما بوجود آورد. گاهی زندگی ازآنچه که انسان فکرمی ‌کند، سخت‌ تر به نظرمی‌ آید،ولی درحین سختی هم می ‌توان معنایی برای حرکت، تلاش وحتی احساس لذت از زندگی را یافت. کافی است پنجره نگاه خود راعوض کنیم و بدنبال علت‌ های رفتارمان در گذشته نباشیم. مشکلات فقط برای آن در زندگی بوجود می‌ آیند که عقیده‌ی ما را درباره‌ ی خودمان تغییر دهند. فراموش نکنیم که اتفاق ‌ها براساس انتظارهای ما روی می ‌دهند، به محض آن که باورهای خود را درباره ی مسئله‌ ای تغییر دهیم، اندیشه‌ های تازه‌ ی ما، افراد و فرصت‌ های تازه را به زندگی ‌مان جذب می ‌کنند. برای تغییر هیچ گاه دیر نیست، حتی یک لحظه زندگی با معنا داشتن، ارزش زنده بودن و حس کردن آن رادارد.آنچه مهم است، این است که ما در این مسیر هرگز تنها نیستیم. در درون هریک از ما، نیروی عظیم، شگرف، خیرخواه و مهربان وجود دارد، که منتظر است او را صدا کنیم تا دست ما را بگیرد. ما باید دوباره بیاموزیم که چگونه از زندگی لذت ببریم و نسبت به کوچک ترین نعمت هایی که داریم شکرگزار باشیم. درست است که، تغییر هر چند در جهت مثبت، با ناخشنودی همراه است و ترک عادت، چندان خوشایند نیست، اما باید با پایداری و تکرار، عادت‌ های مثبت جدید را جایگزین عادت‌ های گذشته کنیم.
بهتر است بعنوان اولین عادت مثبت، بخشش را تجربه کنیم. بخشش را باید اول از خودمان شروع کنیم تا بتوانیم دیگران را هم ببخشیم. این کار را برای درک لحظه‌ های زیبای زندگی خود و لذت نزدیکی با خداوند و کسب آرامش انجام می ‌دهیم. در سایه‌ ی بخشش، انرژی ‌های مثبت را به سوی خویش جذب می‌ کنیم و توانی بسیار در خود می‌ یابیم، در دنیا قانونی وجود دارد به نام کاشت و برداشت، یعنی هر عملی، عکس‌العملی متناسب با آن را متوجه ما می ‌کند.ابتدا باید دانه ‌ای را در زمین بکاریم. ولی قبل از آن باید زمین را آماده سازیم. زمین را می ‌توان با عشق، امید، ایمان و انگیزه قوی شخم زد. دانه‌ ها، همان آرزوها و هدف های ما در زندگی هستند. پس آرزوها و هدف های خود را مشخص می‌ کنیم و در کاغذی می ‌نویسیم. اصولاً داشتن هدف و برنامه در زندگی باعث می‌ شود هر روز با انگیزه‌ ای بالا روز خود را شروع کنیم و برای رسیدن به آن‌ها تلاش نماییم، تا در نهایت ثمره آن را برداشت کنیم. این مسیر زندگی برای ما شادی و نشاط به همراه دارد و حتی می‌ توانیم انرژی مثبت به دیگران ببخشیم. راز شاد زیستن، اندیشیدن به نعمت‌هایی است که خداوند به ما هدیه داده است. حتی در سخت‌ ترین شرایط زندگی هم می‌توانیم نعمت‌های الهی را ببنیم و شکرگزار آن‌ ها باشیم. از دیگر خصوصیات انسانی که به هدف خود می‌ رسد، صبر و شکیبایی است. اگر ایمان قوی برای بدست آوردن هدف والای خود داشته باشیم، آمادگی هر سختی را خواهیم داشت، آن گاه هیچ وقت از سعی و تلاش دست بر نمی ‌داریم. شما هم می‌ توانید معنای واقعی زندگی خود تان را بیابید، هنوز برای حرکت دیر نشده از هم اکنون تلاش خود را آغاز کنید.

۱) هرگز از پرسش کردن باز نمانیم: هرگاه از انجام کاری دلزده و خسته شدیم از خودمان بپرسیم چگونه می ‌توانیم کارهایمان را بهتر، سریع‌تر، ساده تر، آسان تر و سرگرم کننده تر انجام دهیم تا به هدف نهایی برسیم!

۲)احساس ناامیدی را از خودمان دور کنیم: اگر در مسیر زندگی امید خود را از دست دادیم مأیوس نشویم و هرگز فکر نکنیم راهی را که پیش گرفته ایم، آخرین راه است. پیوسته به دنبال راه های دیگر باشیم چرا که: «عاقبت جوینده یابنده است».

۳)ضعف های خودمان را بپذیریم: واقعیت این است که هر کس ضعف هایی دارد، به جای فروماندن در ضعف های خود و گرفتار شدن در دام یأس و ناامیدی، بکوشیم انتقادپذیر بوده و بر ضعف هایمان غلبه کنیم و به دنبال راهکار باشیم.

۴)نقاط قوت خود را تقویت کنیم: انسان مجموعه ای از استعدادهای گوناگون است که می‌ تواند با شناسایی و رشد و پرورش آن به کمال برسد. با کشف توانایی های خودمان و پرداختن به کارهای مثبتی که علا قه داریم ، بیشترین لذت را از زندگیمان ببریم.

۵)از مطلق گرایی دوری کنیم: ما در گستره ای از نسبیت ها زندگی می‌ کنیم. تلاش کنیم از هر چیزی به نسبتی که می ‌توانیم بهره گیریم. هیچ کس برای همیشه نمی تواند قهرمان شود. پس ما بیشترین تلاش را انجام دهیم و از نتیجه به دست آمده خرسند باشیم، خواه پیروز شویم یا نشویم.

۶) با خودمان صادق و روراست باشیم: صادق نبودن با خود، آسیب رسان تر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خودمان روراست نبوده ایم بنویسیم و راه صادق بودن را با بررسی خطاهای خود بیابیم. تابلویی از صداقت باشیم و درس صادق بودن را به فرزندانمان نیز بیاموزیم.

۷) بیشتر به زندگی برسیم: گلی را در باغچه یا گلدان بکاریم و آن را به زندگیمان تشبیه کنیم، همان طور که شاداب ماندن گل به رسیدگی و پرورش نیاز دارد، زندگی خود و خانواده مان هم به مراقبت، تقویت، پرورش و… نیاز دارد.

۸) درگذشته زندگی نکنیم: اجازه بدهیم غبار گذشته از شانه هایمان فرو ریزد، هراندازه در تیرگی گذشته گام برداریم از روشنایی آینده دورتر خواهیم شد. فروماندن در گذشته، فروماندن در سیاهی است. باید گذشته را به پرسش کشید، ناپاکی هایش را گرفت و زنگارهایش را زدود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت.

۹) در حال شنا کنیم: در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن، دردی را دوا نمی کند، بلکه باید از گذشته و ناکامی های آن درس گرفت و بنای موفقیت را در زمان حال پی ریزی کرد تا آینده ای روشن پیش روی داشته باشیم. در آینده نیز زندگی نکنیم، زیرا ممکن است ما را به رویاهایی که شاید به وقوع نپیوندند، دلخوش کند و از واقعیت دور سازد. زندگی در زمان حال باعث می‌شود که علا وه بر واقع بینی از موفقیت هایی که داریم بیشترین و بهترین استفاده و لذت را ببریم. هر گاه در زمان حال زندگی کنیم ترس را از ذهن خود دور می‌ سازیم. چون ترس مقوله ای است مربوط به حوادث آینده. تجربه ثابت کرده است، کسانی که در زمان حال زندگی می ‌کنند، مشکلا ت گذشته آن‌ها راخموده و منفعل نمی سازد.

۱۰) روی مواردی که کنترل داریم متمرکز شویم: وقتمان را روی مسائلی که در حد کنترل ما نیست سپری نکنیم. بر آن چه می‌ توانیم کنترل کنیم مانند کمک کردن، سپاسگزاری کردن، کارکردن، خواندن، خندیدن و مانند این ها متمرکز شویم.

۱۱)همچون کوه استوار باشیم: به حقوق فردی و اجتماعی خود آگاهی پیدا کنیم و برای دستیابی به آن ‌ها کوشا باشیم. تلا ش ما میزان دستیابی به حقوقمان را مشخص می ‌کند. در ناملایمات زندگی، خود را نبازیم، از آن‌ ها درس بگیریم، بدانیم که شکست مقدمه پیروزیست، مشروط بر آن که علت یابی نماییم.

۱۲)یادگیری را فراموش نکنیم: مغز ماهیچه ای مانند سایر ماهیچه هاست. اگر مغزمان را با یادگیری و اندیشیدن ورز ندهیم، ورزیده نمی شود. برای پرورش مغز بهتر است آن را با فعال کردن از طریق یادگیری، درگیر نماییم.

۱۳) در کمک کردن به دیگران پیشقدم باشیم: کمک به هم نوع از وظیفه های مهم هر انسانی است. کمک کردن به دیگران این احساس را در فرد به وجود می‌ آورد که او فرد با ارزشی است و می‌ تواند به زندگی دیگران معنی ببخشد. همچنین وقتی می ‌بینیم که توانسته ایم گره ای از کار دیگران بگشاییم، در درون خود احساس شادمانی و شعف می ‌کنیم.

۱۴)گذشت داشته باشیم: همان گونه که لطف و مهربانی خداوند شامل حال بندگانش می ‌شود چه خوب است ما نیز از خطا ها و اشتباه‌ های دیگران چشم پوشی کرده و راه آشتی را هموار سازیم تا ضمن خوشحال کردن آن‌ ها، خودمان نیز با دور ریختن کینه ها به آرامش درونی دست یابیم.
یکی دیگر از عواملی که باعث از بین رفتن شادی در زندگی شما می شود حسادت کردن وخود را با دیگران مقایسه کردن است ، به گونه ‌‌ای که همیشه در حال مقایسه کردن هستید. دیگری خانه‌ ی بهتری دارد، دیگری قیافه ای زیباتری از من دارد، دیگری پول بیشتری دارد، دیگری شخصیت پرجذبه ‌تری دارد. تداوم مقایسه‌ ی خویش با هر آن کس که از کنارتان می‌ گذرد پیامدی ندارد جز حسادت و رنجش خود شما! در حقیقت حسادت محصول جانبی شرطی شدن نسبت به مقایسه است. پس مسلماً اگر شما مقایسه کردن را رها کنید، حسادت نیزدر درونتان ناپدید می ‌شود.آن‌ گاه براحتی می ‌فهمید که خودتان بهترین هستید ونیازی هم نیست که جای کس دیگری باشید. در این زمان است که غم وغصه از زندگی خصوصی شما بیرون می رود. البته مقایسه اگر عاقلانه و در مسیر مثبت آن یعنی برای ایجاد رقابتی سالم و تلاش برای رسیدن به هدف والا باشد می تواند انگیزه مناسبی را در شما بوجود آورد. گاهی زندگی ازآنچه که انسان فکرمی‌ کند، سخت ‌تر به نظرمی ‌آید،ولی درحین سختی هم می ‌توان معنایی برای حرکت،تلاش وحتی احساس لذت از زندگی را یافت. کافی است پنجره نگاه خود راعوض کنیم و بدنبال علت ‌های رفتارمان در گذشته نباشیم. مشکلات فقط برای آن در زندگی بوجود می‌ آیند که عقیده ‌ی ما را درباره ‌ی خودمان تغییر دهند. فراموش نکنیم که اتفاق ‌ها براساس انتظارهای ما روی می‌ دهند، به محض آن که باورهای خود را درباره ی مسئله ‌ای تغییر دهیم، اندیشه ‌های تازه ‌ی ما، افراد و فرصت‌ های تازه را به زندگیمان جذب می‌ کنند. برای تغییر هیچ گاه دیر نیست، حتی یک لحظه زندگی با معنا داشتن، ارزش زنده بودن و حس کردن آن را دارد. آنچه مهم است ، این است که ما در این مسیر هرگز تنها نیستیم. در درون هریک از ما، نیروی عظیم، شگرف، خیرخواه و مهربان وجود دارد، که منتظر است او را صدا کنیم تا دست ما را بگیرد. ما باید دوباره بیاموزیم که چگونه از زندگی لذت ببریم و نسبت به کوچک ترین نعمت هایی که داریم شکرگزار باشیم. درست است که، تغییر هر چند در جهت مثبت، با ناخشنودی همراه است و ترک عادت، چندان خوشایند نیست، اما باید با پایداری و تکرار، عادت‌ های مثبت جدید را جایگزین عادت ‌های گذشته کنیم.
بهتر است بعنوان اولین عادت مثبت، بخشش را تجربه کنیم. بخشش را باید اول از خودمان شروع کنیم تا بتوانیم دیگران را هم ببخشیم. این کار را برای درک لحظه ‌های زیبای زندگی خود و لذت نزدیکی با خداوند و کسب آرامش انجام می ‌دهیم. در سایه ‌ی بخشش، انرژی‌ های مثبت را به سوی خویش جذب می ‌کنیم و توانی بسیار در خود می‌ یابیم، در دنیا قانونی وجود دارد به نام کاشت و برداشت، یعنی هر عملی، عکس ‌العملی متناسب با آن را متوجه ما می‌ کند.ابتدا باید دانه ‌ای را در زمین بکاریم. ولی قبل از آن باید زمین را آماده سازیم. زمین را می ‌توان با عشق، امید، ایمان و انگیزه قوی شخم زد. دانه ‌ها، همان آرزوها و هدف های ما در زندگی هستند. پس آرزوها و هدف های خود را مشخص می‌ کنیم و در کاغذی می ‌نویسیم. اصولاً داشتن هدف و برنامه در زندگی باعث می‌ شود هر روز با انگیزه‌ ای بالا روز خود را شروع کنیم و برای رسیدن به آن‌ ها تلاش نماییم، تا در نهایت ثمره آن را برداشت کنیم. این مسیر زندگی برای ما شادی و نشاط به همراه دارد و حتی می‌ توانیم انرژی مثبت به دیگران ببخشیم. راز شاد زیستن، اندیشیدن به نعمت ‌هایی است که خداوند به ما هدیه داده است. حتی در سخت‌ ترین شرایط زندگی هم می‌ توانیم نعمت‌های الهی را ببنیم و شکرگزار آن ‌ها باشیم. از دیگر خصوصیات انسانی که به هدف خود می ‌رسد، صبر و شکیبایی است. اگر ایمان قوی برای بدست آوردن هدف والای خود داشته باشیم، آمادگی هر سختی را خواهیم داشت، آنگاه هیچ وقت از سعی و تلاش دست بر نمی ‌داریم. شما هم می ‌توانید معنای واقعی زندگی خود تان را بیابید، هنوز برای حرکت دیر نشده از هم اکنون تلاش خود را آغاز کنید.

ديدگاه ها در اين مطلب .